شاهزاده آدریانشاهزاده آدریان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

آدریان شاهزاده کوچولوی مامان بابا

شبهای تو

خانم علوی مشاوت میگه شبها که تو تختت نمی خوابی و گریه می کنی نیارمت پیش خودم تا از وابستگیت کم بشه. حرفای مشاورت رو قبول دارم کارهایی که میگه برای تربیت و تقویت هوش تو انجام میدم راستش خودم خواستم تا یه راهی برای اینکه شبها تو تخت خودت بخوابی نشونم بده. یاد خودم افتادم ...وقتی بچه بودم عاشق این بودم که شبها تو بغل مامانم بخوابم،گاهی باباجون اجازه نمیداد منم صبر می کردم تا خوابش  ببره و یواشکی می رفتم کنار تخت مامان جون و بیدارش میکردم و می رفتم توی بغلش. خانم علوی راست میگه تخت پدر و مادر امن ترین جای دنیاست. نصف شب تو منومی خوای،من چطور می تونم بغلت نکنم و نیارمت پیش خودم...پس پسرک شیرینم تا هر وقت که بخوای می تونی کنار ما ...
16 ارديبهشت 1393

پارک ملت

پسر خان  پنج شنبه همراه دوست های نازنینت،دلسا جون و آرشیدا جونی و خاله ها رفتیم پارک ملت. خیلی خوش گذشت تو شروع کردی به آواز خوندن و چهچهه زدن،بعد رفتیم روی چمن نشستیم و دلسا و آرشیدا اومدن نزدیک تو ،که یکدفعه ترسیدی! و گریه کردی و دیگه سمت دلسا و ارشیدا نرفتی!!!چی بگم!!! روز خیلی خوبی بود و کلی با خاله ها گفتیم و خندیدیم.جای خاله بهنوش و مهران خان هم خالی بود. ...
6 ارديبهشت 1393

دندون چهارم

بله در این روز بود که دندون بالی سمت چپ هم نمایان شد. . خاله الهام هم کادو برات یه گربه پشمالو خوشگل گرفت.
1 ارديبهشت 1393

مادر

  مادرم نمی تونم با نوشتن جملات عشقی که نسبت بهت دارم رو بیان کنم،نمی تونم با نوشتن تنها چند خط اون جور که باید بگم بخاطره تمام زحمت هایی که برام کشیدی  تشکر کنم. تو بهترینی،روزت مبارک دوست دارم مامان گلم. آدریانم این اولین سالی که بخاطره وجود تو منم لایق این اسم شدم. ...
31 فروردين 1393

چهار دست و پا

آفرین پسرم تو باعث افتخار منی. دیشب خونه پدر جون بلاخره چهار دست و پا رفتی و ما رو شگفت زده کردی. آفرین ...
23 فروردين 1393

9 ماهگی و سومین مروارید

عزیز ترینم تو 9 ماهه شدی و ما وارد پنجمین سال زندگی مشترکمون چقدر کنار تون احساس آرامش می کنم و از تو و پدرت ممنونم که من  رو به اوج خوشبختی رسوندین. کیک این ماه هم برای هر دو مناسبت بود البته ببخشید با کمی تاخیر. راستی همزمان با تولد 9 ماهگیت دندون بالایی هم بعد از کلی دردسر بیرون اومد.  
23 فروردين 1393

سومین جلسه پایش

پسرکم ،پنج شنبه وقت گرفتم و با بابایی رفتیم پیش مشاورت. از کارهایی که می کنی براش گفتم و کلی تشویقمون کرد . گفتم خیلی وابسته شدی و لحظه ای تنها نمی مونی ،ببخشیدا ولی گفت وقتی گریه میکنی بهت زیاد توجه نکم.موقع خواب وقتی توی تخت خودت نمی مونی نباید بغلت کنمو بیارمت کنار خودم. کلمه نه رو زیاد نگم،چون به مرور بی اهمیت میشه و توجهی نمی کنی. حتما باید یاد بگیری چهار دست و پا بری.این حرکت باعث تقویت دست میشه بعد تقویت عضلات گردن و بعد تاثیر روی گوش میانی داره و در آخر به تقوت هوش ریاضیت کمک می کنه! دیگه باید کم کم رنگ ها رو یادت بدم.توپ بازی، شناخت اعضای بدن. و خیلی چیزای دیگه. کتاب تقویت هوش نوزاد 9 تا 12 ماه هم گرفتم. جلسه خوبی بو...
23 فروردين 1393

مابا

مامان + بابا = مابا اینم کلمه اختراعی خودته که به ما می گی..شیرین کلام  ...
20 فروردين 1393

خاطرات عید 93

خوب اینم از خاطرات عید 93. چند روز اول که مشغول دید و بازدید بودیم و بعد رفتیم کرج ویلای پدر جون و شما تب کردی اول فکر کردیم بخاطره دندون بالایی هستش که ورم کرده بود ولی بعد دیدیم تبت قطع نشد و رفتیم دکتر با کلی دارو برگشتیم،گلوت چرک کرده بود.آقا آدریان تا آخر عید مریض بودی نمی خوام از مریضیت بگم فقط بدون اولین بار بود که سرم زدی و دل من از درد تو نابود شد.الهی بمیرم برای اشک هات. بلاخره تعطیلات 15 روز عید تموم شد و  من موندم  و شما . چی بگم....چی بگم که تمام زحماتم بر باد رفت... از روزی که بدنیا اومدی  فقط تو تخت کنار خودم می خوابوندمت تا عادت کنی،ولی حدودا از یه هفته قبل از عید که همش  این ور و اون ور بودیم تو ...
17 فروردين 1393